اشرف البلاد

اشرف البلاد = بهشهر(شهر تاریخی در استان مازندران)

پيکر پزشک پيشکسوت بهشهري تشييع شد


خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1390/03/19 شماره انتشار 17855

بهشهر، مرتضوي-پيکر مرحوم زنده ياد دکتر فضل ا... شهيد زاده پزشک سختکوش بهشهري با حضور جمع کثيري از پزشکان، پرسنل شاغل در بخش هاي خدمات پزشکي و صدها تن از مردم بهشهر و حومه از مسجد باشي اين شهر تشييع شد و براي تدفين به گلستان بهشت فاطمه اين شهر انتقال يافت.زنده ياد شهيد زاده از پزشکان خوشنام و خادمي بود که بيش از ۵۰ سال متمادي با عشق و علاقه وافر و تعهد به حرفه پزشکي هزاران بيمار نيازمند را عاشقانه و با محبت فراوان مداوا و درمان کرد.وي علاوه بر نوعدوستي و عشق به حرفه پزشکي، قبل از پيروزي انقلاب با محافل مذهبي ارتباط تنگاتنگي داشت و در برخي جلسات سخنراني مي کرد.حجت الاسلام روحاني نژاد از فضلاي منطقه در مراسم تشييع اين پزشک مردم دوست و خدمت گزار طي سخناني با اشاره به خدمات ارزشمند مرحوم شهيد زاده از وي به عنوان فردي دلسوز و بااخلاق ياد کرد که عمر طولاني خود را براي رفع نگراني و درمان بيماران نيازمند و نشاط و سلامتي آن ها صرف کرد.

http://www.khorasannews.com



+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 23:5  توسط شهربندی  | 

دکتر مقيمي: وزير بدون كارآمدي براي نظام شایسته استيضاح است


نماينده مردم نكا، بهشهر و گلوگاه در مجلس گفت: افرادي كه در هر پست و مقامي باشند و كارآمدي براي نظام نداشته باشند، استيضاح مي‌شوند،

به گزارش فارس، احمدعلي مقيمي در نكا درباره نفوذ جريان انحرافي در بدنه وزارت امور خارجه افزود: ما در قيد و بند اينكه چه اسم‌هايي با چه عملكردهايي وارد مي‌شوند نيستيم و بايد به رسالت واقعي خود عمل كنيم.

وي بيان داشت: مبارزه با جريان‌هاي مختلف انحرافي و هر نوع جرياني كه مخالف با نظام و اسلام بوده و در برابر آن موضع‌گيري داشته باشند، مهم‌ترين وظايف ماست.

نماينده مردم نكا، بهشهر و گلوگاه در مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه موضع‌گيري‌هاي ما بايد بر مبناي شاخص‌هاي حضرت امام خميني (ره) و بر اساس منويات رهبري باشد، خاطرنشان كرد: با هر گروه، جريان و فردي كه مخالف اين برنامه‌ها و استراتژي‌ها باشد مخالفيم.

نماينده مردم نكا، بهشهر و گلوگاه در مجلس شوراي اسلامي، وزارت خارجه را چشم انقلاب دانست كه بايد بينا باشد و به دور از هرگونه موضع‌گيري عمل كند.

وي ادامه داد: اكنون خيزش اسلامي در كشورهاي اسلامي و غيراسلامي آغاز شده و بر همين اساس همه ما و به ويژه وزارت خارجه كه ارتباط تنگاتنگي با كشورهاي ديگر دارد، بايد در اين زمينه هوشيار عمل كند.

مقيمي اظهار داشت: كساني بايد در راس اين وزارتخانه باشند كه داراي كارآمدي، پيشينه مناسب و پايبند به اصول باشند و هر كسي كه غير از اين مواضع و عملكردها، عمل كند، از نظر ما مردود است و صلاحيت سكانداري اين وزارتخانه را ندارد.

وي با اشاره به اينكه افرادي كه در اين پست و يا هر پست ديگري كارآمدي براي نظام نداشته باشند، استيضاح مي‌شوند، خاطرنشان كرد: همه ما بايد در قبال اين نظام و عملكردهاي خود، پاسخگو باشيم.

مقيمي ادامه داد: مجلس در برابر كساني كه كارآمدي نداشته، داراي حرف و حديث بوده و در آستانه بحث قرار گيرند و مشكل‌ساز باشند، به طور جدي وارد عمل مي‌شود.

نماينده مردم نكا، بهشهر و گلوگاه در مجلس شوراي اسلامي افزود: دادستان كشور درباره برخي افراد به وزير امور خارجه تذكراتي دادند كه توسط آنان عملي نشد و شايد جدي گرفته نشد و بايد وزير در اين راستا پاسخگو باشد.

وي در پايان يادآور شد: متن استيضاح وزير امور خارجه آماده است و بعد از اينكه اعلام وصول شد در دستور كار مجلس قرار مي‌گيرد. http://www.tabnak.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 23:3  توسط شهربندی  | 

عجیب ولی واقعی ؟؟؟!!!

فروش زمين واقع درحيات وحش ميانكاله بهشهر

20 هكتار زمين با سند ششدانگ ثبتي واقع در منطقه حيات وحش ميانكاله بهشهر و فاصله هوايي 700 متر با دريا و قيمت بسيار مناسب فقط با اخذ وجه نقد بفروش ميرسد.

ارسال آگهی : ۹۰/۰۳/۲۹

مشخصات آگهی

نام:محمد...........
ایمیل :moham...........@yahoo.com
موبایل :09377..0094
تاریخ انقضا :۹۱/۰۳/۲۹‬
آدرس :مازندران- ساري
http://www.popyoon.comبرگرفته از سایت//

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 23:0  توسط شهربندی  | 

باغ عباس آباد - بهشهر


PDF چاپ نامه الکترونیک

باغ عباس آباد - بهشهر

باغ عباس آباد - بهشهر

 
مجموعه تاريخي عباس آباد بهشهر به فاصله 9 كيلومتري جنوب شرقي شهرستان بهشهر، بر فراز ارتفاعات البرز بعد از روستاي علي تپه (التپه) و در دل جنگل انبوه واقع گرديده است.
راه دسترسی به مجموعه مذکور از طریق جاده آسفالته ای است که از جاده اصلی بهشهر-گرگان منشعب شده و بعد از عبور از روستای التپه به محوطه مذکور منتهی می‌گردد.
شيب عمومي محوطه از سمت جنوب به سمت شمال است. اين وضعيت و همچنين وجود آب و چشم‌اندازهاي زيبا عامل مهم شكل‌گيري معماري دوره صفويه در محوطه مذكور بوده است.

باغ عباس آباد مجموعه ای است شامل سد عباس آباد، مخزن و دریاچه سد، گل باغ، کاخ، حمام، آسیاب آبی و دو برج آجری که در سال ۱۰۲۱ (ه.ق) به دستور شاه عباس اول به صورت پلکانی و مطبق در 3 سطح احداث گردیده است.

باغ عباس آباد

جاده‌های سنگ فرش ورودی به باغ عباس آباد

باغ تاريخي عباس‌آباد:
باغ تاريخي عباس‌آباد بهشهر، بر بالاي تپه ای طبيعي احداث گرديده است، بدين ترتيب كه مهندسين دوره صفوي با بريدن تپه و ايجاد پله و صفه، باغي مطبق و پلكاني را ايجاد نموده‌اند و در بالاترين قسمت تپه اقدام به عمارت‌سازي نموده‌‌اند.
اين باغ بر اساس شواهد بدست آمده يكي از بي‌نظيرترين باغهاي ايراني است. علاوه بر عمارت سازی مذكور، در قسمت تراس مركزي، حوض بزرگ در مركز و حوضهاي كوچكتر در اطراف احداث نمودند.
به پيروي سطح شيبدار و همچنين لوله‌هاي سفالي، آب از فرادست حوض مركزي به صورت فواره ظاهر مي‌گشته و مابقي از طريق لوله های سفالي، حوضهاي جانبي را پر مي‌كرده است.
معماري در باغ و باغسازي كاملاً به صورت قرينه انجام پذيرفته كه موجب زيبايي آن را فراهم می آورده است.
مهندسين و معماران دوره صفوي با احداث باغ به روش پلكاني و مطبق و همچنين با بكارگيري از سطوح شيبدار و لوله‌هاي سفالي، علاوه بر زيبايي، موسيقي آب را در باغ ايجاد نموده‌اند كه سبب آرامش افراد مستقر در باغ مي‌گرديده است. 
 


سد و دریاچه عباس آباد

سد و دریاچه عباس آباد

سد:
بناي سد از دوره صفويه در ميان دره ای عميق احداث گرديده است، ارتفاع بناي مذكور به صورت تقريبي 20 متر می باشد كه در پي، عرض آن به 20 متر و در قسمت تاج عرض آن به 10 متر و طول آن به 70 متر مي‌رسد.
مصالح عمده سازه مذكور، سنگ، آجر و ملاط ساروج است. سد داراي سه دريچه خروجي بوده و در پشت آن پشت بندی قرار دارد كه داراي دو گونه كاربري مي‌باشد:
1-    بعنوان پشت بند سد محسوب مي‌گردد.
2-    بعنوان مركز تخليه و چاه تخليه آب محسوب مي‌گردد.
مساحت كل مخزن سد قريب به 10 هكتار بوده و در حدود 600 هزار متر مكعب آب را در خود ذخيره مي‌نمايد، منبع تامين كننده آب مخزن سد، آب چشمه سرچشمه است. بر اساس بررسي بعمل آمده بعضي از قسمتهاي مخزن سد در گذشته شفته ریزی (ملاط آهك) بوده كه عمل مذكور از رشد گياه لويي كه در تمام آببندانهاي مازندران می روید جلوگيري مي‌نموده است.
بناي چهار طاقي مركز مخزن سد:
بناي مذكور از هشت جرز به ابعاد تقريبي 4×3 متر در پيرامون و يك جرز مشبك در مركز شكل گرفته است. بناي چهار طاقي مركز مخزن سد عباس‌آباد داراي دو كاربرد مي‌باشد، نخستين كاربرد بناي مذكور، كاربردي فني است. بدين ترتيب كه جرز مركزي چهارطاقي به صورت مشبك احداث گرديده است. مهندسين سازنده سد به گونه‌اي آن را طراحي كرده‌اند كه هرگاه احساس مي‌گرديد كه مخزن سد، حداكثر آبگيري را انجام داده است و انرژي پتانسيل آب در حال فشار بر روي ديوار سد است، آب از دريچه خروجي سد تخليه نگردد، زيرا در آن حالت تخليه آب از دريچه، موجب تخريب بيشتر سد مي‌گرديده است. ساخت تونل زير زميني در زمان صفويه و مرتبط كردن آن به جرز مركزي چهارطاقي و همچنين خارج كردن تونل به فاصله 150 متري پايين دست ديواره سد، كه در زمان ازدياد فشار آب، امكان باز كردن دهانه كانال سرپوشيده وجود داشته است، موجب مي‌گرديد كه فشار آب از ديواره سد كاسته شده و به سمت مركز، هدايت گردد. در نتيجه اين عمل آب از طريق جرز مركزي مكش و آنگاه از طريق كانال سرپوشيده به پايين دست سد تخليه مي‌گرديد.
كاربرد ديگر بناي چهار طاقي، تفريحي بوده است. در همين راستا از منتهي‌اليه باغ، پله آجري براي دسترسي به آن وجود داشته و همچنين بقاياي پايه‌هاي پل چوبي در داخل مخزن سد مشخص مي‌باشد.
بر بالاي چهارطاقي آثار فواره و حوض موجود است. كه نظر هر بيننده را به خود جلب مي‌نمايد. آبرساني به اين بنا از طريق لوله‌هاي سفالي كه آب چشمه فرادست را به آنجا هدايت مي‌نمود انجام مي‌گرديده است.
 
محوطه گلباغ (ايستگاه توزيع آب):
محوطه گلباغ يا ايستگاه توزيع آب به فاصله 600 متري از باغ واقع گرديده است.
محوطه مذكور در ادامه يك شيب قرار داشته به نحوي كه، شيب را بريده و آن را به صورت يك سطح تقريبا صاف در آورده‌اند. اختلاف ارتفاع محوطه فوق نسبت به باغ در حدود 10 متر مي‌باشد. بنابر احتمال، آب چشمه (سرچشمه يا قوري چشمه( به محوطه فوق هدايت مي‌گرديده، سپس با گردش در حوضهاي متعدد به يك آرامش و تصفيه مي‌رسيده است و بعد از آن به پيروي از سطح شيبدار و همچنين لوله‌هاي سفالي به سمت باغ اصلي حركت مي‌كرده است.
وسعت منطقه گلباغ در حدود 3500 متر مربع است و بر اساس بقاياي معماري برج محوطه گلباغ در دوره صفويه، به لحاظ اهميت در امر آبرساني، توسط نگهباناني محافظت مي‌گرديده است.
 
 
محل احتمالي كاخ:
محل احتمالی کاخ پادشاهان صفوی

محل احتمالی کاخ پادشاهان صفوی

به فاصله تقريبي 5/1 كيلومتري شمال باغ بر بالاي كوه مشرف بر دشت بهشهر و خليج ميانكاله ، بقاياي آثار معماري از دوره صفوي شناسايي گرديده است.
ابعاد اوليه پلان شناسايي شده 50×40 متر است و مصالح عمده آن را سنگ و آجر تشكيل مي‌دهد. راه دسترسي به آن از طريق يك جاده سنگفرشي كه از باغ به آنجا مي‌رسد امكان‌پذير مي‌گردد. با توجه به موقعيت ساختاري بناي شناسايي شده بر بالاي كوه و همچنين بدست آمدن سفالهاي پوشش بام لعابدار با لعابهاي آبي، آبي فيروزه‌اي، سبز و قهوه‌اي و همچنين عدم دست يابي به بقاياي معماري كاخ در حفريات باستان شناختي در محوطه اصلي باغ تاريخي عباس آباد، مي‌توان اظهار داشت محل كشف شده
محل احتمالي كاخ پادشاهان صفوي در عباس آباد باشد.

بناي حمام تاريخي عباس‌آباد :
در ضلع غربي باغ و متصل به آن و در سطحي پايين‌تر از باغ، بناي حمام تاريخي با زير بنايي به وسعت 160 متر مربع قرار دارد.
بر اساس ظواهر امر و بررسي‌هاي به عمل آمده، پوشش سقف بناي حمام گنبدي شكل بوده است و مصالح عمده سازه آن آجر بوده و همچنين از تزيينات كاشي و ملاط ساروج در آن استفاده شده است.
بناي حمام از بخشهاي زير تشكيل شده است:
1-    بخش سر بينه (رختكن) :
بخش فوق علاوه بر كاشي كاري داراي حوضي به ابعاد 5/1×1 متر و به عمق 70 سانتيمتر است.
عملكرد حوض مذكور در واقع براي شستن پا و عادت كردن بدن فرد استحمام كننده به هواي بيرون از حمام بوده است تا از بيماريهاي ناگهاني جلوگيري شود.
2-    فضاي مياندر:
فضاي مذكور در حد فاصل بين فضاي سربينه و گرمخانه (محل استحمام) احداث گرديده است. بر اساس شواهد و همچنين حفريات باستان شناختي، كف و ديوار فضاي مياندر به تزيين كاشي مزين بوده است. عملكرد فضاي مياندر در واقع موجب آمادگي بدن فرد استحمام كننده به هواي گرم فضاي گرمخانه بوده است و بعلت عادت كردن بدن به هواي گرمخانه از بيماريهاي ناگهاني پيشگيري مي‌شده است.
3-    گرمخانه:
فضاي مذكور در ضلع جنوب شرقي فضاي مياندر احداث گرديده است. در واقع فضاي گرمخانه محل شستشو و استحمام بوده است. بر اساس يافته‌هاي باستان شناختي، فضاي گرمخانه بناي حمام تاريخي عباس‌آباد داراي حوضهاي متعدد بوده است. حوضهاي متعدد در بناي اين حمام، بيان كننده رعايت بهداشت و عدم استفاده از خرانه به صورت عمومي است. علاوه بر مورد فوق و با توجه به خاک برداريهاي انجام شده، مشخص گرديده است كه فضاي گرمخانه مزين به كاشي با لعابهايي به رنگهاي مختلف بوده است.
4-    خزانه آب گرم:
اين قسمت از بنا در ضلع غربي حمام، حد فاصل فضاي مياندر و گرمخانه احداث ‌گرديده است.آب از قسمت شمالي بنا وارد فضاي مذكور شده، سپس آتش موجب گرم شدن آب در خزانه مي‌گرديده است.
5-    كانال (گربه رو) عبور جريان هواي گرم:
كانال فوق از قسمت تون وگلخن حمام كه در زير خزانه آب گرم قرار دارد با جهت‌هاي مختلف در زير كف فضاي گرمخانه و مياندر امتداد يافته و به دود كشهايي كه در بدنه و ديوار بناي حمام، موجود مي‌باشند متصل مي‌گرديد.
كانال مذكور وسيله انتقال دود و حرارت بوده است، بطوريكه عبور جريان هواي گرم علاوه بر گرم كردن آب خزانه، سبب گرم شدن كف فضاي مياندر و فضاي گرمخانه مي‌شده است.

اهميت بناي حمام عباس‌آباد:
آنچه كه بناي مذكور را با اهميت مي‌نمايد روش آبرساني آن است.آب از قسمت شرقي بناي حمام از طريق لوله‌هاي سفالي(تنبوشه ) كه در داخل ديوارهاي بناي حمام قرار دارد بعد از عبور از ضلع شمالي ديوارحمام، وارد ضلع غربي گرديده و خزانه آب گرم را پر مي‌كرده، سپس آب در خزانه بعد از گرم شدن از طريق لوله‌هاي سفالي (تنبوشه)، ديگر حوضهاي موجود فضاي گرمخانه را پر مي‌نموده است. روش آبرساني آب سرد بناي حمام مذكور به مانند آب گرم انجام مي‌پذيرفته است، بدين ترتيب، آب سرد از طريق لوله‌هاي سفالي بعد از عبور از ضلع شرقي حمام با پر نمودن حوضي در بالا دست (خارج از بناي حمام) از طريق لوله‌هاي سفالي (تنبوشه) حوضهاي موجود در فضاي سربينه و گرمخانه را پر مي‌نموده است، به بياني ديگر هر حوض در فضاي گرمخانه و سربينه حمام تاريخي عباس‌آباد بهشهر داراي دو سيستم آبرساني آب سرد و آب گرم بوده است.

محور آبرساني:
محور آبرساني مذكور به طول 600 متر كه از اتصال لوله‌هاي سفالي بوجود آمده احداث گرديده است. لوله‌هاي سفالي مذكور در داخل ديوار آجري به ابعاد 20/1× 20/1 سانتي متر محافظت مي‌گرديده و عامل انتقال آب محوطه گلباغ به سمت باغ بوده‌اند. لوله‌ها را به صورت نر و مادگي ساخته و به همديگر متصل مي‌كردند.


برج آجری - مجموعه عباس آباد

برج آجری - مجموعه عباس آباد

 
برج آجري:
در محوطه تاريخي عباس‌آباد، دو برج آجري به قطر7 متر و به ارتفاع 14 متر از دوران صفويه به يادگار مانده است. مصالح عمده سازه مذكور، ملاط ساروج و آجر به ابعاد 5×26×26 سانتي متر مي‌باشد.
با توجه به ساختار دو بناي برج كه بر روي محور آبرساني قرار دارند، مي‌توان گفت كه برجها عملكرد صرفاً نگهباني نداشته و با توجه به اختلاف ارتفاع محوطه گلباغ نسبت به باغ، دو برج در واقع براي جلوگيري از ضربات قوچي شكل سيالات، توسط مهندسين دوره صفويه مد نظر قرار گرفته‌اند. از ديگر مواردي كه كاربري حفاظتي برجها را نفي مي‌كنند عبارتند از:
1-    پوشش جنگلي محوطه، ديدن مناطق دور دست ازفراز برج را ناممكن مي‌نمايد.
2-    در محوطه، برجهاي مذكور تكرار نشده‌اند. در واقع مي‌توان گفت كه برجها، سوپاپ اطمينان و يا به بيان ديگر بعنوان شتر گلويي جهت فشارشكني آب احداث گرديده‌اند.
آسياب آبي:
آسياب مذكور به فاصله تقريبي 5/1 كيلومتري جنوب باغ در ميان دو رود پر آب احداث گرديده است. مصالح عمده تشكيل دهنده سازه فوق سنگ، آجر و ملات ساروج است.
آجرهاي بكار رفته در آسياب به ابعاد 5×26×26 سانتي‌متر بوده و راه دسترسي به آسياب از طريق يك جاده سنگ فرش امكان‌پذير مي‌گردد.
نحوه كاركرد بناي فوق بدين طريق است كه آب از طريق كانال سرپوشيده به سمت كانال روباز آجري به طول 100 متر هدايت شده، سپس با يك شيب تقريباً مناسب به سمت چرخ آسياب حركت كرده و سبب به حركت در آمدن پره‌هاي چرخ مي‌گرديده است. مهندسين دوره صفوي با احداث آسياب آبي در محل مورد نظر، از انرژي آب بيشترين بهره را براي به حركت در آوردن چرخهاي آسياب برده‌اند.
 
http://safarnama.net/persian-garden/117-abasabad

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 22:43  توسط شهربندی  | 

واژگان روسی در زبان مازندرانی (تبری)

نويسنده:رحمت رزاقی ،دانشجوی دکترای تاریخ

مقدمه

    زبان یا گویش مازندرانی (تبری)،زبان کرانه های جنوبی دریای مازندران،دامنه های شمالی البرز و بخش گسترده ای از شمال ایران بوده است که بالغ برشش میلیون نفراز جمعیت کشورمان را در برمی گیرد.

این زبان سابقه اش به نخستین قرن های پس از اسلام و حتی قبل از آن به زمان پارتی ها و مادها می رسد.

زبان تبری طی چند سده به عنوان زبانی غیر مکتوب و محاوره ای به حیات خود ادامه داده است وناگزیربه گویش ها ولهجه های متفاوت وگاه متناقضی تقسیم شد؛که درحدود 13 لهجه مازندرانی شناسایی شده است.

      دراین میان بسیاری از واژگان روسی از چند قرن پیش وارد زبان تبری شده  و با واژگان تبری تلفیق شده و به عنوان زبان خودی قلمداد می شوند.

کلید واژه ها: روس -  تبرستان -  زبان -  گویش

واژگان روسی درزبان وگویش مازندرانی (تبری)

       درتعریف زبان گفته شده است:هرگونه نشانه ای که به وسیله آن بتوان حالات یا معانی موجود در ذهن خود را به دیگری انتقال داد زبان خوانده می شود. (1) نیازعمومی انسان باتوجه به استعدادهای درونی اش موجب شد که بتواند از زبان سود جسته وبه منظور رساندن مفاهیم خود به دیگران از آن استفاده، و با آن سخن بگوید.

      زبان های ایرانی به دو دسته ی غربی وشرقی تقسیم می شوند و زبان مازندرانی در شاخه غربی جای دارد و از زیر شاخه های شمال غربی آن است.

زبان مازندرانی اززبان های کهن ایران بوده و دارای تاریخ و ادبیات ویژه ای است؛ که بازمانده زبان پارتی ودنباله زبان پهلوی خوانده می شود.زبان پهلوی اشکانی دردوره فرمانروایی پارتیان برایران رواج داشته که خود دنباله (زبان مادی) است. (2)

      دو کتاب اوستا و شاهنامه، به عنوان دو اثر معتبر مربوط به تاریخ باستان و سده میانه تا پیش از فروپاشی ساسانیان، کتابت در مازندران باستان را تآئید می کند و این نشان از ریشه دار بودن زبان مازندرانی می باشد که هنوز هم به طور غالب بنیه باستانی اش را حفظ کرده است.(3)

     زبان یا گویش مازندرانی (تبری)،زبان کرانه های جنوبی دریای مازندران،دامنه های شمالی البرز و بخش گسترده ای از شمال ایران بوده است.

مناطقی که ازغرب به شرق،دهکده های کوهستانی قصران کهن شامل روستاهای اوشان،فشم و آبادی های دماوند،گاجره،شمشک و از دیگرسو چهاردانگه و دودانگه ، هزارجریب، دهستان های شاه کو وشاهوار کتول،فیروزکوه،سوادکوه، لاریجانات،کوهستان های بندپی و چلاو،نور،کجور،بیرون بشم دماوند،کلاردشت،لنگا،نشتا،سه هزار و دوهزار را دربرمی گیرد.

      امروز بیشتر مردم ایران دریکی ازپرجمعیت ترین جلگه های کشور،ازتنکابن،عباس آباد و محال ثلاث درغرب و علی  آباد کتول درشرق استان مازندران(یعنی ازرویان ،استندار،تبرستان،استارآبادکهن) شمارفراوانی ازتیره ها وگروه های ایرانی دراین حوزه زبانی قرار دارند و به آن سخن می گویند که شماری بالغ برشش میلیون نفراز جمعیت کشورمان رادربرمی گیرند.(4)

      رابینو از ایران شناسان برجسته فرانسوی و محقق درتاریخ و جغرافیای مازندران درمقدمه کتاب تاریخ ادبیات مازندران می گوید درقرن های نخستین و دوم هجری والیان تبرستان زبان مازندرانی را با خط پهلوی می نگاشتند و سکه بنام پادشاهان از قبیل اسپهبدان و باوندیان باخط پهلوی می زدند.

گویش تبری درقرن های نخستین پس از اسلام دارای ادبیات گسترده ای بوده است. مجموعه ای ازدو بیتی های تبری که به "امیری"معروف وبه شاعری موسوم به امیرپازواری منسوب است درمازندران وجود داشته است.(5)

     از زمان ورود اسلام به ایران تا زمان تحکیم صفویه توسط شاه عباس اول،مازندران توسط دودمان های محلی با استقلال نسبی وحتی گاهی با استقلال مطلق اداره می شد.

 این دولت ها به دلیل برخورداری ازهویتی بومی اززبان و فرهنگ مازندرانی پشتیبانی می کردند. در واقع دراین دوران زبان رسمی مازندران،مازندرانی بوده که کاربردی رسمی دردستگاه های دولتی داشته است.

     نگارش کتاب هایی چون مرزبان نامه و نیکی نامه به مازندرانی توسط مرزبان بن رستم بن شروین- از شاهزادگان باوندی- نشان دهنده آن است که زبان مازندرانی درآن دوران یک زبان نوشتاری بوده و باوندیان همواره پشتیبان زبان وفرهنگ مازندرانی بوده اند.(6)

    زبان تبری طی چند سده به عنوان زبانی غیر مکتوب ومحاوره ای به حیات خود ادامه داده است و ناگزیر به گویش ها و لهجه های متفاوت وگاه متناقضی تقسیم شد.

ازاین گذشته حضور تیره ها و طوایف مهاجر درمنطقه به ویژه مناطق جلگه ای و آمیزش مردم بومی با مهاجران و همچنین گستردگی رفت و آمدهای بومیان با مردم سایر مناطق استان و کشورطی دو سده ی اخیر رواج گسترده رسانه های  گروهی متکی به زبان امروزین پارسی  و نفوذ واژگان نواحی همجوار در محاورات مردم،گویش جلگه ها را با  دگرگونی های آشکاری نسبت به چند دهه پیش همراه ساخت. دراین میان گویش نواحی کوهستانی به طور طبیعی از اصالت وسلامت بیشتری برخورداربوده است.(7)

      درجلگه ها و نواحی کوهستانی سیزده لهجه مختلف مازندرانی شناسایی شده است:

1- منطقه علی آبادکتول:شامل نواحی روستایی کوهستانی شمال شاهوار ومناطقی چون کتول،پیچک محله،محمودآباد،فاضل آباد و جلگه های غیر ترکمن نشین بلوک استارآباد قدیم. 

2- منطقه کردکوی:شامل هزارجریب شرقی،شاه کوه زیارت،بالاجاده،رادکان،گزشرقی وغربی وروستاهای ترکمن نشین اززنگی محله گرگان و چهاردانگه تا گلوگاه.

3- منطقه بهشهر:شامل چهاردانگه هزارجریب ازسورتی تا کیاسر و روستاهای مناطق جلگه ای ازگلوگاه،شاه کلیه تا انتهای منطقه قره طغان و رودخانه نکارود.

4- منطقه ساری:شامل چهاردانگه از کیاسرتا کوهستان های دودانگه،جلگه های مابین میان دورود و جلگه های مناطق غربی تجن رود تا جویبار.

5- منطقه قائم شهر:شامل مناطق کوهستانی فیروزکوه،سوادکوه وروستاهای جلگه ای حد فاصل بین کیاکلا ،جویبار و روستاهای کوهپایه ای بیشه سر.

 6- منطقه بابل:ازمناطق کوهستانی چلاو آمل تابندپی،امامزاده حسن درسمت غربی آلاشت و نواحی جلگه های حد فاصل فریدونکنار،بابلسر،بهنمیر،کیاکلا تا روستاهای کوهپایه ای کهنه خط،گنج افروز و بابل کنار.

7- منطقه آمل:ازکوهستان های بندپی تا چلاو،لاریجانات،نمارستاق وکلارستاق آمل تاحوالی امامزاده هاشم وجلگه های دوسمت هراز،دشت سر و محمودآباد و کوهپایه ها وجلگه های جاده چمستان،میان آمل و نور.

8- منطقه نور و نوشهر:شامل بخشی از روستاهای بیرون بشم،کجور،محال ثلاث و جلگه های حد فاصل سرخ رود تا رودخانه چالوس.

9- چالوس وتنکابن شرقی:شامل مناطق کلارباستانی،برخی از روستاهای کوهپایه ای منطقه بیرون بشم و لنگا و نواحی جلگه ای ازآب چالوس وعباس آباد و رودخانه نشتا به مرکزیت عباس آباد.

10- تنکابن مرکزی:شامل لهجه های دو هزار و سه هزاری و خرم آبادی وگلیجانی و چالکش یعنی جلگه های حد فاصل آب نشتا تا آب شیرود.

11- منطقه قصران باستانی:شامل مناطق لاوشان،فشم،شمشک،گاجره وروستاهای کوهپایه ای توچال تامناطق غربی رودخانه جاجرود و مناطقی از طالقان.

12- منطقه دماوند:شامل نواحی کوهستانی شهرستان دماوند،رودهن،بومهن تا فیروزکوه.

13- مناطق شمالی سمنان:شامل نواحی مختلف شهرستانهای شاهرود،دامغان،سمنان،شهمیرزاد وگرمسار.

ازویژگی های تاریخی زبان مازندران درمقایسه با سایر زبان های ایرانی،اینکه زبان مازندراني زیرنفوذ و تحت تآثیر زبان عربی و ترکی کمتر واقع شده است. 

 موقعیت طبیعی و جغرافیایی دریای مازندران از دیرباز نه تنها برای ایرانیان بلکه برای اقوام بیگانه نیز حتی دورترین آنها از سواحل ایران (روس ها) شناخته شده بود و برای تجارت و صدور کالا از آن منطقه به دیگر مناطق آسیایی به آن سواحل کشتی می راندند و از همان روزگار قصد دست اندازی و تصرف آن را در سر می پروراندند . این امر در دوره پتر کبیر سرعت و سازماندهی بیشتری پیدا کرد و باعث شد حملات مکرری به سواحل دریای مازندران صورت گیرد.

  اولین حمله روس ها به سواحل دریای مازندران در ابتدای قرن دهم میلادی آغاز شد و تا اوایل قرن بیستم ادامه داشت که دراین مدت سواحل و جزایر دریای مازندران بارها مورد اشغال روس ها قرار گرفت.

 حکومت های ایرانی در رویارویی با آنها بارها از خود مقاومت و شایستگی نشان داده اند. این امر تا دوران تاریخ معاصر ایران و نیمه های آن استمرار داشته و فصلی از تاریخ دیپلماسی ایران را پدید آورده است؛و این امرباعث شد که روس ها مدت زیادی در مازندران آمد و شد داشته باشند ودر منطقه سکنی گزینند و با مردم شمال ایران دادوستد و معاشرت داشته باشند که نتایج آن ورود برخی فرهنگ ها از جمله واژه های روسی به این سرزمین بوده است.

همان گونه که جامعه متحول می شود زبان  نیز دچار دگرگونی شده  و باتوجه به شرایط اجتماعی وزیستی،تغییر و تحول پیدا می کند.

     بسیاری از واژگان روسی ازچند قرن پیش وارد زبان  تبری و گویش مازندرانی شده است.برخی ازاین واژگان باپذیرش تغییراتی درساختمان وآهنگ خود و برخی دیگر،تنها با تغییراتی درآهنگ،به مجموعه واژگان تبری پیوسته و پس ازسال ها استفاده توسط بومیان،ازسوی آنها واژه هایی خودی قلمداد می شوند.

بسیاری ازآنها نیز با واژگان تبری تلفیق شده اند و برخی از همین این واژگان از استان های شمالی ایران (مازندران و گیلان) وارد زبان فارسی نواحی مرکزی ایران شده اند . واژگانی چون :

آپارات (Aparat) دستگاه تعمیر و اصلاح لاستیک اتومبیل .

اسفالت (Esfalt) مخلوط قیروشن ‌که ‌درساختن ‌کف‌ خیابانها بکارمی رود.

ارسی (Uorci) کفش مردانه‌یازنانه‌پاشنه‌دار، نوعی در که دارای چهار چوب مخصوص بوده و آن در داخل چهار چوب حرکت می کند و با پایین و با لا رفتن باز و بسته می شود.

استکان (Estecan) ظرف شیشه ای یا بلوری استوانه شکل نسبتا باریک و بلند و بدون دسته .که غالبا با آن چای خورند.

اسکناس (Eskenas)  پول‌کاغذی‌ پشتوانه ‌دارکه برای خرید و فروش بکار می رود .

اشکاف (Eshkaf) قفسه ‌درداربرای ‌گذاشتن‌ ظروف یا کتاب یاچیزهای ‌دیگر.

بنزین (Benzin) از تقطیر مواد سبک نفت معدنی بدست می آید و آن ماده مولد نیرو در اتومبیلهاست.

ترمز (Tormuz) آلتی است در اتومبیل و ماشینهای مشابه که با فشار دادن آن حرکت اتومبیل یا ماشین دیگر را متوقف یا کند میسازد.

زاپاس (Zapas) لاستیک یاقطعه اضافی همراه اتومبیل،کس یا چیزاضافی که هنگام احتیاج به سراغ او یا آن بروند.

بیسکویت (Biskueat) نوعی نان شیرینی که خشک و کم وزن است.

سمیشکا (Semishka) تخمه آفتاب گردان.

سوخاری (SuKhari) برشته شده،نوعی نان برشته شده.

شکلات (SHukolat) نوعی شیرینی که ازکاکائو،شکر،وافزودنی های دیگرمانندشیر،پسته وفندوق تهیه می شود.

کالباس (Kalbas) گوشت گاو و چربی را با بعضی مواد دیگر پخته وبرای خوردن آماده می کنند.

پالتو (Palto) لباس ‌زمستانی ‌ضخیم ‌که ‌روی ‌لباسهای ‌دیگر بر تن ‌می کنند.

پرو (Peruv) آزمایش لباس از طرف خیاط بر تن مشتری .

جلیقه (Jelighe) نوعی پوشش بدون آستین که زیر کت و روی پیراهن می پوشند .

زیگزاگ (Zigzag) حرکتی درمسیر و نوعی دوخت به شکل هفت و هشت های به هم پیوسته ای که دریک ضلع مشترکند.

ساتین (Satin) پارچه براق و لطیفی ازجنس کتان و ابریشم.

سارافون (Sarafun) پیراهن زنانه بدون آستین که معمولادرزیرآن،بلوزمی پوشند.

کلوش (Kalush) کفش ‌لاستیکی ‌که ‌بیشتر در زمستان ‌بپا می کنند.

گالش (Galesh) گاودار, گاوچران

نعلبکی (Nalbeki) ظرف کم عمق و مدور که استکان چای را در آن می گذارند.

بوشکه (Bushkeh) ظرف‌ چوبی بزرگ‌ یا لاستیکی ، فلزی‌ استوانه ای ‌شکم ‌داربرای آب یا مایعات دیگر.

پریموس (Primus) نوعی چراغ خوراک پزی که قسمت اجاقش نفتی وچراغش تلمبه ای .

چتکه (CHutke) چهار چوبه ای که دارای چند رشته مهره های چوبین بسیم کشیده است و بدان اعداد را محاسبه و جمع و تفریق می کنند.

زاماسکه (Zamaske) مواد بتونه

سماور(Samavar) وسیله ای برای تهیه آب جوش و چای.

شار (SHar) نوعی درخت جنگلی محکم و بادوام

شوکا (SHuka) نوعی گوزن بومی که دم کوتاه و کپل سفید دارد.

فرغون (Ferghun) وسیله ای برای حمل مصالح ساختمانی و غیره

قرنیز (GHarniz) پیش آمدگی ‌باریک بالای‌ در و پنجره ‌شبیه ‌سایبان و برآمدگی کناره های دیوار.

کتلت (Kotlet)  نوعی ‌خوراک‌ که ‌با گوشت ‌کوبیده ‌یا چرخ‌ شده ‌درست‌ میکنند که انواع مختلف دارد.

کمد (Kumud) گنجه ‌پهن ‌کشودارکه ‌در آن ‌لباس‌ یا اشیائ دیگر گذارند ،کمد بایگانی، کمدی که در آن پرونده های اداری را بایگانی کنند یا کمد جالباسی . کمدی که در آن جامه ها را جای دهند .

لامپا (Lampa) چراغی‌که‌ بانفت ‌میسوزد و دارای مخزنی است جهت مایع قابل احتراق ( نفت، روغن و غیره ) و فتیله ای در آن مخزن فرو برده و همچنین لوله ای شیشه یی دارد که شعله فتیله را احاطه می کند.

لوتکا (Lutka) قایق پارویی.

متقال(Metghal)پارچه ای سفید شبیه به کرباس و لطیف تر از آن .

میچکا (Michka) گنجشگ.

یاشیک (Yashik) جعبه چوبی.

سیکا (Cika) مرغ آبی یا اردک.  

باغچه (Baghche) باغ کوچک.

املت ( Uomle ) خوراکی است که با تخم مرغ ورب گوجه ویا مواد دیگر تهیه کنند.

راپورت (Rapuort) گزارش کتبی یا شفاهی مبنی بر خبر و مطلبی.

کمپوتKomput)) میوه ‌ای‌ که آن را درشربت‌ قندپخته ‌باشند و آن را پس‌ از پختن‌ درظرف‌ سربسته ‌نگهدارند.

منابع و مآخذ:

1-  انوری، حسن. فرهنگ بزرگ سخن،تهران،انتشارات سخن،1382.ش، ج5.

2-  طاهری شهاب،سیدمحمد.تاریخ ادبیات مازندران،تهران، نشررسانش،1381.ش،ج1.

3-  نجف زاده بارفروش،محمد باقر.واژنامه مازندرانی،تهران، نشربلخ،1368ش.

4-  نصیری اشرفی،جهانگیر.فرهنگ واژگان تبری،تهران،انتشارات احیاء کتاب،1381ش،ج1. 

5 -  نوری،نظام الدین.تاریخ ادبیات مازندران،تهران، نشرزهره ،1380.ش.

6 - یزدان پناه لموکی،طیار.تاریخ مازندران باستان،تهران ، نشرچشمه،1385.ش.

http://www.mazandnume.com/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 22:12  توسط شهربندی  | 

مسکن مهر بهشهر‌ تحویل می‌شود




۱۱ خرداد ۱۳۹۰
فرماندار بهشهر از تحویل هزار و 600 واحد مسکن مهر به متقاضیان واجد شرایط در هفته دولت 90 خبر داد.

محمد رضا البرزی در جلسه شورای مسکن مهر با بیان اینکه در هفته دولت باید بهترین پروژه‌های عمرانی را به مردم ارائه دهیم، اظهار داشت: رفع مشکلات مسکن یکی از دغدغه‌ها و مشکلات خانواده‌ها است که با بهره‌برداری و تحویل آن به متقاضیان واقعی می‌توانیم گوشه‌ای از بسیار خدمات دولت را به اطلاع مردم برسانیم.
وی افزود: از مجموع یک هزار و 600 واحد مسکن مهر که در هفته دولت افتتاح می‌شود، یک‌هزار و 500 واحد آن در حوزه بهشهر و یک‌صد واحد هم مربوط به دو شهر رستمکلا و خلیل‌شهر در غرب و شرق شهرستان است. نماینده دولت در بهشهر واگذاری این واحدها را از جلوه‌های امیدواری مردم دانست و گفت: سعی همه مدیران شهرستان بر این است که تا دو سال آینده هیچ متقاضی مسکن در بهشهر نداشته باشیم.
در ادامه این نشست گزارشی از پیشرفت فیزیکی پروژه‌های 870 واحدی، 270 واحدی همچنین بیش از 950 واحد در شهرهای زیر 20 هزار جمعیت یعنی رستمکلا و خلیل‌شهر ارائه شد. حسن آشنا رئیس بنیاد مسکن انقلاب درباره پروژه‌های این دو شهر تصریح کرد: 208 واحد به‌صورت انفرادی و 420 پروژه به صورت گروهی در خلیل‌شهر مراحل ساخت و ساز را می‌گذراند، همچنین 202 واحد انفرادی و 109 واحد گروهی یا انبوه سازی در رستمکلا در حال ساخت است.
مدیران ادارات آب، برق، گاز و مخابرات هم مانند جلسات گذشته از اعلام آمادگی خود برای انجام ادامه تعهدات سازمانی خود گفتند و از سازمان مسکن و شهرسازی خواستند تا به‌موقع تعهدات مالی خود را پرداخت کند.
مقرر شده بود تا مدیران دستگاه‌های مرتبط با ساخت و ساز مسکن بازدیدی میدانی به اتفاق سید رسول رسولی رئیس سازمان مسکن و شهرسازی از پروژه‌های این سازمان در بهشهر داشته باشند و عصر امروز هم جلسه بررسی برگزار شود که به‌دلیل سفر غیر منتظره رئیس سازمان مسکن و شهرسازی به جلسه‌ای در وزارت مسکن، این بازدید به چهارشنبه هفته آینده موکول شد.

http://www.shasa.ir/newsdetail-112614-fa.html

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 22:3  توسط شهربندی  | 

بررسي ظرفيتهاي تفرجي تالاب ميانكاله بهشهر( مشكلات و راهكارها )

چکيده :

       ميانکاله يکی از زيستگاههای مهم و باارزش پرندگان مهاجر آبزی و تعدادی پرندگان بومی است . اين پناهگاه بازمانده تيپ اراضی مشجر ساحلی در ساحل دريای خزر است  و به علت دارا بودن موقعيت ويژه و منحصر به فرد اکولوژيکی و وجود خليج گرگان ، يکی از ذخاير با ارزش کره مسکون لقب گرفته است و سازمان جهانی يونسکو برای اين منطقه شناسنامه ويژه تهيه و مشخصات آن را به صورت کامل تشريح کرده و محلی به شمار آورده که بايد برای انجام کارهای علمی و پژوهشی بدقت مورد حفاظت قرار گيرد .

        اجتماعات گياهی و جانوری اين منطقه ارزش زيستگاهی ، حفاظتی و تحقيقاتی دارد ؛ ولی به دليل نبود برنامه ريزی مناسب در منطقه و قرار گرفتن آن در خط هجوم نوسانات آب دريای خزر ، عملا ارزشهای زيستگاهی رو به کاهش گذاشته است .که با برنامه ريزی اصولی توسط کارشناسان و برنامه ريزان و همچنين توسعه همکاری بين بخشهای دولتی و جامعه محلی در جهت حفاظت از تنوع زيستی مشکلات موجود  را تا اندازه ای برطرف کرد .

      همچنين می توان با هدفهايی مانند برنامه ريزی و ايجاد تأسيسات پذيرايی ، بسط شبکه تأسيسات تفريحی و سياحتی در قالب الگوهای ناحيه ای ، توجه به بازدهی اقتصادی سرمايه گذاری دولتی و غيردولتی ، توسعه شبکه های ارتباطی ، ايجاد تجهيزات جهانگردی با فناوری خاص ايران ، تأمين هماهنگ توسعه سياحتی متوازن با توسعه زيربنايی و صنعتی مناطق به هدفهای توسعه جهانگردی دست يافت . ايجاد اهداف فوق به کسب ارز و ايجاد اشتغال و رشد و ترقی شهرستان بهشهر و شهرهای ديگر منطقه منجر خواهد شد . 

واژگان کليدی :

حيات وحش ميانکاله ، تالاب ،  زيستگاه ، تهديد زيست محيطی ، اکوسيستم ، پناهگاه ، تفرج گاه 

 

مقدمه :

       تالابها بوم سازگاريهای پيچيده و حياتی منحصر بفردی هستند که با توجه به گمان نادرست بشر از آنها بعنوان اراضی غير قابل استفاده بيشترين تخريب را به خود ديده اند و انسان انديشه ورز ! با تبديل آن به اراضی زارعی و شهرکهای مسکونی و ... در محو و زوال آن کوشيده است .

      عليرغم همه اين اقدامات ويرانگر ، تالابها با اشکال مختلف حياتی خود و با توجه به شرايط و موقعيت جغرافيايي در مناطق مختلف همچنان پايدار مانده و ضمن ايفاء نقش اکولوژيکی خود در طبيعت و ارائه ارزش ها و کارکردهای متنوع ، پناهگاهی حائز اهميت برای آخرين بازمانده های گونه های گياهی و جانوری در حال انقراض تالابی و حفظ تنوع زيستی به شمار می روند.

      منطقه مورد نظر محدوده و اطراف پناهگاه حيات وحش ميانکاله می باشد، ميانکاله به عنوان يکی از ذخاير زيست محيطی  کره مسکون در کنوانسيون رامسر شناخته شده است اين شبه جزيره نام خود را از دو کاله ( طرفين شمالی و جنوبی ) گرفته است و محصول فرآيند مرفولوژيکی جريان دائمی آب دريای خزر است. اين منطقه علاوه بر چشم اندازهای بی نظير و استثنايي ، دارای تنوع اکوسيستم مختلف گياهی و زيستگاهی بسيار مناسب و با ارزش برای وحوش مختلف به حساب می آيد .

       اين جزيره با چشم انداز طبيعی و زيست محيطی شگفت انگيز يک اکوسيستم کم نظير در سطح جهانی است و جزو مناطقی است که استعدادهای فراوانی برای ايجاد تفرج گسترده دارد . يعنی تفرج هايی مانند ماهيگيری ، شکار ، اسب دوانی ، جنگل پيمايی  که انجام آنها بدون ايجاد تأسيسات و يا تأسيسات مجهز امکانپذير است .

     نکته مهم اينکه ميانکاله به دليل موقعيت جغرافيايی و همچنين به دليل جزيره بودن ، می تواند نقش بازار مشترک ميان کشورهای همجوار ( آسيای ميانه ) و ايران ايفا کند .

تاريخچه :

پناهگاه حيات وحش ميانکاله در ابتدا  از سال 1348 بعنوان منطقه حفاظت شده و پس از آن با توجه به ويژگی های بوم شناختی و اهميت بعنوان رويشگاه و زيستگاه تعداد بيشماری از گونه های در معرض خطر و بويژه پرندگان مهاجر آبزی و همچنين استفاده علمی و آموزشی به پناهگاه حيات وحش ارتقاء و متعاقب آن در سال 1355 بعنوان يکی از ذخيره گاههای زيست سپهر به کميته برنامه انسان و کره مسکون يونسکو ( MAB   )  معرفی و انتخاب گرديد . اين منطقه و تالابهای همجوار آن با مساحت يکصدهزار هکتار از تالابهای کنوانسيون رامسر و از جمله مهمترين آنها در سطح کشور و منطقه محسوب می گردد ، بنحويکه همه ساله بيش از نيم ميليون قطعه پرنده از انواع مرغابی ، فلامينگو ، چنگر ، پليکان ، به اين تالاب مهاجرت و زمستان گذرانی می کنند .

موقعيت جغرافيايی :

        پناهگاه حيات وحش ميانکاله با تيپ تالابی ( A . E . J . K . M . SS . TS . W   ) در 12 کيلومتری شمال شهرستان بهشهر با وسعتی معادل 68800 هکتار با موقعيت جغرافيايي َ50 36

دقيقه عرض شمالی و َ17 53 طول شرقی به ارتفاع 26 - 21 متر پايين تر از سطح دريای آزاد و در منتهی اليه جنوب شرقی دريای مازندران واقع شده است. ميانکاله از شمال به دريای خزر ، از جنوب به خليج گرگان ، از شرق به وسيله تنگه باريکی از خشکی جدا می شود و از غرب  به زاغمرز بهشهر متصل می شود.

     پناهگاه از دو اکوسيستم بارز تالابی و شبه جزيره تشکيل شده و يکی از زيستگاه های مهم و با ارزش پرندگان آبزی و خشکزی می باشد.

منابع فيزيکی :

آب : عرصه پناهگاه بصورت کرانه ساحلی و حد فاصل بخش جلگه ای و دريای مازندران و با توجه به اين وضعيت جريان آبی سطحی و زير سطحی جنوبی از يک سو و همچنين دريای مازندران قرار گرفته به نحوی که در وضع شيميايی سفره آبهای شيرين زيرزميني منطقه تاثير بسزايی دارد و حسب بررسی سفره آب شيرين بر روی آب شور قرار گرفته و از طريق حفر چاه قابل بهره برداری است.

خاک : اراضی پست ساحلی با خاکهای ماسه ای ريز و يکنواخت و نرم و عميق و با توجه به منشأ دريايی و دوران زمين شناسی تحول نايافته و تنها در ناحيه سطحی ازتجربه بقايای گياهی کمی تيره تر

هستند.

اقليم : آب و هوای پناهگاه متأثر از اقليم بخش های جلگه ای جنوبی و بر اساس اطلاعات ميزان و متوسط بارندگی و دمای ساليانه و براساس طبقه بندی اقليمی نيمه مرطوب معتدل می باشد.

منابع بيولوژيکی :

گياهان :

    اراضی ساحلی و ماسه ای شبه جزيره ميانکاله با توجه به دوره زمين شناسی مربوطه و منشأ تشکيل  بعنوان اراضی بر جای مانده از پسروی دريای تتيس ، رويشگاه تيپ های مختلفی از جوامع گياهی در مراحل توالی بوده که در محدوده از سوی دريا به سمت خليج و بر اساس اولويت نقش شامل تيپ های مختلف به شرح زير می باشد :

1 - تيپ سازيل                                                      Juncus

2- رويش تپه های شنی              Sand dune                                      

3- تيپ انار تنگرس                                       Punica                                                 

4- تيپ انار تمشک                                      Punica - Rubus                                   

5- تيپ انار                                     Punica                                                          

6- تيپ سازيل                              Juncus                                                      

7- تيپ هالوفيت                                                                     Halophytes

    همچنين در بخش تالابی نيز گونه های مختلفی از گيهان آبزی و از نمونه گياهان شناور ، غوطه ور و حاشيه ای چون انواع زير مشاهده می گردند.

- Chara

- Potamogeton

- Lemna

- Polygonum

- Typha

- Phragmites

جانوران :

     جانوران به عنوان موجودات مصرف کننده و حلقه های ثانويه شبکه درهم تنيده حيات محسوب می گردند و تالابها زيستگاه گونه های مختلفی از آنها و بويژه آبزيان و پرندگان.

ماهيها :

    تالاب ميانکاله بعنوان محل زدآوری و پرورش بچه ماهيان (  nercery  ) گونه های مختلفی از انواع ماهيان دريای مازندران حائز اهميت است و بر اساس بررسی ليمنولوژيکی گونه هايی جون کپور ، انواع کفال ، کلمه ، سفيد ، سوف ، ماش ، کاراس بعنوان گونه های شاخص منطقه مورد شناسايی قرار گرفتند.

پستانداران :

     بر اساس گزارشات مستند تاريخی اين منطقه در گذشته ای نه چندان دور زيستگاه گونه های شاخص چون مرال ، يوزپلنگ  و گرگ بون  ، ليکن در حال حاضر پستانداران منطقه محدود به گربه جنگلی ،شغال ، گراز ، روباه ، خرگوش ، تی ، جوجه تيغی و انواع خفاش و جوندگان کوچک می باشد.

پرندگان :

     از ويژگی های بارز منطقه اهميت زيستگاهی جهت زمستان گذارانی گونه های مختلفی از پرندگان مهاجر آبزی و همچنين پرندگان بومی می باشد. همه ساله بيش از پانصد هزار قطعه پرنده شامل انواع مرغابی ، غاز ، قو ، فلامينگو ، پليکان و ... به اين پناهگاه مهاجرت می کنند،

برخی از عملکردهای طرح زيست محيطی اجرا شده در زمينه توانمند سازی جامعه محلی :

       اولين فعاليت ترويجی در ارتباط با ارتقا و توانمند سازی جامعه محلی از سوی تشکل خانه طبيعت ميانکاله، با مشارکت شورای اسلامی زاغمرز، شورای طايفه گری زاغمرز ، اداره محيط زيست و تربيت بدنی بهشهر و با حضور چندين هزار نفر از اهالی نقاطمختلف مازندران در کنار تالاب بين المللی لپو به اجرا درآمده همچنين جشن پرندگان در روز تالاب ها ، به صورت خودجوش و گسترده از طرف خانه طبيعت در تالاب ميانکاله به صورت مشترک با شبکه زيست محيطی شمال کشور و همراهی سازمان های مردمی ( NGO  ) از نقاط مختلف کشور برگزار شد و مقرر گرديد به صورت ساليانه استمرار يابد.

       اما فعاليتهای آموزشی ، تحقيقی و ترويجی در اين ارتباط صورت گرفته است شامل : تهيه جزوات آموزشی و بروشور پرنده شناسی برای 14 پرنده در معرض تهديد به صورت مشترک توسط جامعه محلی و بخش دولتی تهيه گرديد . برنامه پاکسازی ميانکاله به صورت تور جمعی جهت 60 نفر از مردم بهشهر ، زاغمرز و حومه با ارائه پرسشنامه به بازديدکنندگان و طرح مسائل تنوع زيستی ، با تأمين کل هزينه ها توسط شرکت کنندگان به صورت يک کار مشترک با اداره محيط زيست بهشهر به اجرا درآمد.

      تور علمی با شرکت بيش از 50 نفر از مردم زاغمرز و حومه و بهشهر جهت تکميل برنامه آموزش پايش و پرنده شناسی در ميانکاله با ارائه پرسش نامه به بازديدکنندگان و طرح مسائل تنوع زيستی ، به صورت کار مشترک با بخش دولتی ( اداره محيط زيست بهشهر ) به اجرا درآمد .

      مسابقه نقاشی از طبيعت ميانکاله در مدارس روستاهای اطراف ميانکاله با حضور فعال دانش آموزان و چاپ و تکثير نقاشی های برگزيده توسط سازمان ملل متّحد برای بچه های دنيا و همچنين اجرای برنامه گل گشت طبيعت گردی ميانکاله .

تهديدات  زيست محيطی :

   1-  بانک زمين :  اراضی جنوبی ميانکاله که اراضی شوره زار و غيرقابل کشاورزی بوده است ، مقرر شده است در سال 62 توسط وزارت جهد کشاورزی طی طرحی احياء و به کشاورزان منطقه واگذار شود 18 هزار هکتار زمين توسط وزير وقت جهاد کشاورزی به شرکت توسعه عمران اراضی با نام « بانک زمين » با هدف زهکشی در زمينهای منطقه واگذار شد تا به نوعی درجه شوری و غلظت خاک را کاهش دهند . اين در حالی است که حدود 11 هکتار از اين زمينها با پناهگاه حيات وحش ميانکاله مشترک است و واگذاری اين زمينها منع قانونی داشته است . فعاليت اين شرکت در زمينه توسعه آبزی پروری در منطقه است .

2- کشاورزی : با توجه به شيب اين اراضی به سمت خليج و تالاب حتی کشاورزی در منطقه هم آثار منفی دارد ؛ چون کود و سموم آنها وارد تالاب می شود و ممکن است بلايی که به سر تالاب انزلی در اثر ورود سموم و رشد گياه مخرب « آزولا » آمد ، برای تالاب ميانکاله هم رخ دهد و به نوعی نسل موجودات منطقه را مورد تهديد قرار دهد .

3- بندر اميرآباد : بندر اميرآباد موجبات تغيير کاربری يکهزار هکتار از اراضی غربی تالاب و پناهگاه حيات وحش ميانکاله را فراهم آورده . اين بندر می بايست منطقه ايی به مساحت 500 متر را به عنوان منطقه باقرزن ( ضربه گير ) همجوار با ضلع جنوبی پناهگاه حيات وحش ميانکاله درختکاری نمايد تا از اثرات آلودگی صوتی و نور ، نورافکنها و ديگر تبعات منفی بندر به پناهگاه بکاهد .

   صدای بوق کشتی ها و ازدياد جمعيت انسانی و آلودگی صوتی و مسائلی چون زباله صنعتی و انسانی در صورت عدم رعايت استانداردهای زيست محيطی توسط بندر می تواند برای ميانکاله مشکلاتی ايجاد نمايد . غرب پناهگاه حيات وحش ميانکاله که به تملک بندر اميرآباد و ايران صدرا و صنايع ديگر درآمده است . کريدور پروازی پرندگان مهاجر به ميانکاله بوده و با تملک و استقرار چنين صنايعی و رفت و آمد کاميونها ، قطارها و ازدحام جمعيت انسانی و روشنايی انواع نورافکنها پرندگان مهاجر کريدور پروازی خود را به ميانکاله تغيير داده و چه بسا مسير مهاجرت خود را به منطقه عوض و موجبات کاهش مهاجرت گونه های نادر منطقه فراهم آيد .

4- شرکت تعاونی صيادی در ساحل شمالی ميانکاله : شرکت تعاونی صيادی در ساحل دريای خزر حريم پناهگاه حيات وحش ميانکاله مشغول صيد انواع ماهيان می باشند که در اين شرکت ها 50 تا 80 نفر مشغول به کار صيادی می باشند  به نظر می رسد جمعيتی بالغ بر 14000 نفر در پناهگاه در اين ارتباط رفت و آمد می کنند که کنترل رفت و آمد اين تعداد زياد جمعيت انسانی و جلوگيری از تخلفات احتمالی توسط 32 شرکت تعاونی در زمينه شکار و صيد و تخريب زيستگاهها کار را بر مديريت پناهگاه سخت تر می نمايد .

کاربری های پيشنهادی :

در تعيين کاربری های مختلف برای شبه جزيره ميانکاله بايد به موارد زير توجه کرد :

-    توجه به استعدادهای زيست محيطی و حفظ حيات گياهان و بهبود شرايط زيست پرندگان مهاجر وحوش منطقه

-    توجه به محدوديت های طبيعی محل ، از نظر نوسانات سطح آب که حتی الامکان ساختمان ها به صورت مرتفع و با فاصله از زمين ساخته شوند و نيز خودداری از ساخت و ساز در مناطق اصلی حيات وحش و نيز احداث سد .

-    توجه به امکانات اقتصادی ، اجتماعی و سوابق تاريخی منطقه .

-    استفاده از کاربری های سبک برای شبه جزيره و انتقال کاربری سنگين به حاشيه بندر ترکمن.

-    احداث کمپ های اقامتی سبک و ويلاهای مناسب در قسمت شرقی شبه جزيره که دارای اراضی ماسه ای است .

-    فضاسازی پيرامون تالاب های منطقه اعم از تالاب های شمالی و جنوبی شبه جزيره .

-    برگزاری مسابقات ساحلی ( ورزشی ) ، قايقرانی ، شنا و ...

نکته حايز اهميت پس از تعيين کاربری ها ، تبليغ صحيح در مورد جزيره است . مانند تهيه شناسنامه از جاذبه های طبيعی منطقه همراه با عکس و اسلايد ، کارت پستال ، فيلم و نقشه های راهنما ، تهيه بروشور های تبليغاتی و پخش آن ميان مسافران است .

نتيجه گيری :

    با توجه به اينکه شبه جزيره ميانکاله به دليل برخورداری از تنوع اکوسيستم گياهی ، مرتعی و تالابی بوده و به دليل وجود غذای مناسب و برخورداری از امنيت ، چشم اندازهای بی نظير و استثنايی زيستگاه مناسب و باارزش برای وحوش و پرندگان آبزی می باشد ، می توان با افزايش انگيزه های جامعه محلی در ارتباط با فعاليتهای زيست محيطی و تغيير نگرش در بخش دولتی و جامعه محلی نسبت به جايگاه ها و توانمندی ها ، نسبت به مديريت و حفاظت از منابع زيستی ، از تنوع زيستی تالاب ميانکاله حفاظت نمود .

     همچنين اين جزيره به دليل برخورداری از مناظر شگفت انگيز و دارا بودن پرندگان مهاجر و وحوش کم نظير می تواند به عنوان يک قطب توريستی در کشور و حتی در آسيای ميانه باشد که با اجرای هدف های توسعه جهانگردی ، باعث کسب درآمد و جذب ارز ، ايجاد مشاغل جديد و متنوع در سطح منطقه ، استفاده سالم و مفيد اهالی منطقه و ساير مناطق از اوقات فراغت ، افزايش بهره زايی کار و ايجاد انگيزه و علاقمندی در نيروهای متخصص و جذب آنها در منطقه ، افزايش حجم جهانگردان داخلی و خارجی و افزايش متوسط اقامت جهانگردان شود .

    به طور کلی با توجه به استعدادهای بالقوه فراوان اين شبه جزيره ، می توان با برنامه ريزی صحيح و اصولی به ساماندهی و ترقی شبه جزيره دست پيدا کرد و اين استعدادها را بالفعل نمود . اميد که اين جزيره فراموش شده مورد توجه مسئولان قرار گيرد .

منابع و مأخذ :

1- « سيمای طبيعی و مناطق حفاظت شده استان مازندران » ، روابط عمومی و آموزش همگانی ، اداره کل حفاظت محيط زيست استان مازندران ، ساری ، تابستان 1382

2- « سيمای طبيعی پناهگاه حيات وحش ميانکاله » ، روابط عمومی و آموزش همگانی ، اداره کل حفاظت محيط زيست استان مازندران ، ساری ، زمستان 1382

3- شايان ، ليلا ، « اينجا ، خزر شما را در آغوش می گيرد » ، روزنامه جام جم ، شماره 949 ، 1382

4- ديوسالار ، عبدالرحيم ، « حفاظت تنوع زيستی تالاب ميانکاله از طريق توانمند سازی جامعه محلی » ، روزنامه جام جم ، ش ؟ ، 1383

http://www.KSABZ.NET     1-

http://eprquds.blogfa.com     -

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 23:20  توسط شهربندی  | 

مقاله : جايگاه ذخيره گاه زيستكره ميانكاله در طبقه بندي زيست جغرافيايي جهان

چکیده:

بر مبناي سيستم طبقه بندي ادواردي در نقشه شبكه جهاني ذخيره گاه هاي زيستكره سال 1995 ميلادي جايگاه ذخيره گاه زيستكره ميانكاله ايران كه در سا 1975 ميلادي در بيوم سيستم هاي مختلف كوهستاني بيان شده بود در بيوم جنگل هاي باراني معتدله و نيمه استوايي ذكر شده است با توجه به اينكه سيستم طبقه بندي ادواردي در مقياس بزرگ براي استفاده در سطح جهاني و منطقه اي است ممكن است قادر به تفكيك انواع زيستگاه هاي موجود رد يك پروانس جغرافيايي زيستي نباشد به همين دليل به منظور تبيين نظريه ادواردي و بررسي اختلالات احتمالي طبقه بندي مذكور با توجه به نقش پوشش گياهي در معرفي و تكفيك پروانس هاي جغرافياي زيستي پوششگياهي اين ذخيره گاه با نگرشي بوم شناسانه مورد مطالعه قرار رگفت در اين تحقيق روش آناليز خوشه اي براي طبقه بندي جوامع گياهي و روش رسته بندي براي تجزيه و تحليل روابط عوامل محيطي (سطح ايستابي و شوري آب وخاك) با جوامع گياهي استفاده شد فلور منطقه با بيش از 200 گونه به طور عمده با منشا اروسيبري و ايران توران و با داشتن بيش از 90 در صد گونه هاي علفي يكساله و پايا معرف منطقه غير كوهستاني است كه مي تواند مويد نظريه دوم باشد شايان ذكر است كه در حال حاضر تشكيل اجتماعات گياهاني ميانكاله بيشتر تحت تاثير سطح ايستابي و شوري آب و خاك تشخيص داده شده كه معرف مناطق ساحلي و تالابي است در ارتباط با نظريه ادواردي به نظر مي رسد به استناد مدارك موجود و با نگرش ديرينه و بوم شناسانه به دست نوشته هاي سال هاي 1007 تا 1292 هجري قمري قبل از انفصال زيستگاه زمستاني ميانكاله از جنگل هاي هير كاني البز در اثر توسعه شهر ها و مراكز صنعتي جايگاه ذخيره گاه زيستكره ميانكاله به عنوان يك واحد در بيوم جنگل هاي باراني معتدله قرار داشته است در زمان كنوني با توجه به تغييرات پديد آمده اقليمي اكولوژيكي تعيين جايگاه ذخيره گاه ميانكاله در طبقه بندي زيست جغرافيايي كار دشواري است

چکیده (انگلیسی):

Based on Udvardy system of classification in world network maps of biosphere reserves of 1995, the situation of the Miankaleh biosphere reserve of Iran, located in the southern coast of the Caspian Sea, was expressed as rainy and temperate forests and semitropical, whereas in 1975 he called it as mixed mountainous biome system. As the Udvardy classification, in large scale, is for national and regional use, it may not be able to separate the various kinds of existing habitats in a Biogeographical Province. T test the Udvardy classification theory and to investigate its probable disorder in it, by recognition of flora, the vegetation of the reserve has been ecologically studied. In the present research, the cluster analysis for classification of plant community and the ordination method for analysis of environmental (water table level and electrical conductivity of soil and water) relationship with plant communities have been used. The flora of the region, with over 200 species, with the origin of Euro- Siberian and Irano- Touranian, have been recognized and the presence of plant communities have been related to water table level and salinity of soil and water. Over 90 percent of plant species are annual grass type and permanent which are for non-mountaneous and proof of the second theory. It should be noticed that formation of plant communities of Miankaleh is more affected by water table and salinities of water and soil. This means coastal and waterlogging regimes prevail. In relation to Udvardy theory it seems that, based on the existing and paleoecological documents of 1905, the place of the biosphere reserve of Miankaleh, as a unit, was a rainy forests biome. Before fragmentation of Miankaleh winter and Elborz mountainous habitats, due to the urban developments, in the present time, determination of the situation of Miankaleh reserve is difficult due to climatic -ecological changes.

فایل مقاله : [دریافت (614.8 kB)]
http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=3453

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 23:14  توسط شهربندی  | 

نگاهی گذرا به فرایند توسعه فیزیکی شهر بهشهر

توسعه فیزیکی نابسامان و بی رویه شهرها یکی از مشکلات شهر و شهرنشینی در دوران معاصر میباشد.  این امر در دهه های اخیر علاوه بر آنکه ساختار شهرها  را دگرگون ساخته، بر نقش پذیری شهرها تاثیر فراوان داشته و سازگاری آینده توسعه فیزیکی شهرها را مبهم ساخته است.

توسعه فیزیکی در شهرهای شمالی ایران به دلیل ویژگیهای جغرافیایی و تراکم انسانی و نیز رشد جمعیت و مهاجرتهای روستایی همواره  با دگرگونی در ساختار شهر همراه بوده و در شکل گیری توسعه  نامتوازن شهری اثر فراوان داشته است.

 شهر بهشهر در مشرق استان مازندران با جمعیت  85 هزار نفری و با توجه به ویژگیهای کالبدی و طبیعی از جمله شهرهای شمال ایران است که در دهه های اخیر بنا به دلایل گوناگون با توسعه فیزیکی نامناسب روبرو بوده است.  این توسعه به حدی با ساختار شهر ناهمگن بوده که بر ساختارهای اساسی شهر تاثیر گذاشته و جهات آینده توسعه فیزیکی شهر را مبهم ساخته است.

هدف از مطالعه حاضر بررسی عوامل موثر بر شکل گیری توسعه فیزیکی به شکل کنونی و اتخاذ سیاست متناسب با ویژگی های محیطی شهر برای تعیین راهبرد آینده توسعه فیزیکی شهر بهشهر است.

روش تحقیق حاضر تحلیلی – توصیفی است. برای گردآوری اطلاعات از دو شیوه استفاده شده است.

 نخست در مطالعات کتابخانه ای مجموعه ای از شاخصهای کمی و کیفی ، جمعیت ، زمین و مسکن بررسی شد.

 سپس در بررسیهای میدانی محدوده مورد مطالعه به صورت پیمایشی بررسی شد.

 نتایج تحقیق نشان داده است که توسعه فیزیکی شهر به صورت افقی و علی الخصوص در چند دهه اخیر با تصرف اراضی کشاورزی و باغات  در جهت شرق صورت گرفته است و توسعه کالبدی ، اقتصادی- اجتماعی بدنه اصلی شهر، رشد جمعیت و مهاجرت از روستاهای اطراف به رشد نامنظم شهری منجر شده است.

همچنین دوره های مختلف توسعه  فیزیکی بهشهر ،  الگوی منظم همراه با برنامه ریزی شهری را نشان نمی دهد.  ساخت و سازها در مناطق مختلف شهر بدون مجوز و نا اندیشیده بوده و پیوستن روستاهای نزدیک به شهر مثل (گرایل محله ، زیروان) ،  به این رشد ناموزون و و آشفته شهری  سرعت بخشید.

بنا بر یافته های تحقیق می توان گفت که با رعایت قوانین توسعه برنامه ریزی شهری و تمرکز بر ساخت وسازهای قانونی بر اساس الگوی توسعه خطی در فضای شکل گرفته  میان جاده کمربندی و بدنه اصلی شهر- در امتداد شمال و شمال شرقی شهر- برای آینده توسعه فیزیکی شهر مدل مناسبی  خواهد بود.

http://roham1386.persianblog.ir/post/48/

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 22:7  توسط شهربندی  | 

غار علیصدردر بهشهر!! + تصاویر


چاپ فرستادن به ایمیل


اخیرا جمعی از كوهنوردان و گردشگران در گشت و گذار در اطراف روستاي للرد به غاری زیبا و عجیب با مناظری بکر و چشم نواز روبرو شده و تعدادی عکس از این پدیده طبیعی و جالب تهیه کرده و منتشر کرده اند.


انتظار می رود مسئولین محترم سازمان گردشگری با اعزام کارشناسان و پیگیری موضوع نسبت به شناسایی کامل این غار زیبا و معرفی آن به عنوان یکی از جاذبه های گردشگری مازندران اقدام نمایند .

البته در تصاویر تهیه شده بخشهایی از غار به غار علیصدر همدان شباهت هایی دارد .

 


 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 12:50  توسط شهربندی  |